هیچ سالی، مثل سال قبل نیست :)

هیچ ماهی، مثل ماه قبل نیست :))

هیچ هفته ای، مثل هفته ی قبل نیست :)))

هیچ روزی، مثل روز قبل نیست :))))

هیچ ساعتی، مثل ساعت قبل نیست :)))))

هیچ دقیقه ای، مثل دقیقه ی قبل نیست :)))))

هیچ ثانیه ای، هم مثل ثانیه ی قبل نیست :))))))

.

سلاااام

دیشب فهمیدم خوشحالیای زیادی وجود داره :))

و وقتی ک یجایی ناراحتیارو مینویسی، موظفی ک هر وقت خوشحال بودی، خوشحالیاتم بنویسی =))

دیشب که رفتیم عروسی، زی زی رو دیدم:)) 

زی زی مخفف زینبه و امسال اسم همه ی بچه های کلاسو که فقط ده نفر بودیم، مخفف کردیم :)) بعضی هم مخففامون در حد یه کلمه هم میشد :)) ! مثلا "س" ک میگفتیم، ساجده رو صدا میزدیم 😂 =)))

و کلا امسال سال خیلی باحالی بود ک هیچوقت تکرار نمیشه..

خلاصه که دیشب زی زی رو دیدم و کلی باهم گفتیم و خندیدیمو خوش گذشت ^_^ زینب یکی از بچه های باحال کلاس بود (البته هممون باحال بودیم :))

دیروز کلا خیلی خوووب بود :)) یکی دیگه از خوبیاش تجربه ی اولین موتورسواری با داداش کوچیکه بود =))) یعنی عاااالیی بووود :)))

و یه خوش دیگه هم ک گذشت مال دیشب بود که آخر شب با مامان صاحبک نشستیم لاک ناخونامو پاک کردیم.. نمیدونم چرا ولی این یکی خیلی خوش گذشت ^_^

یه لباس جدیدی هم دارم واسه خودم میدوزم که خیلی دوسش دارم؛ و هیچی بیشتر از لباس دوختن واسه خودت کیف نمیده =))

خلاصه که دیشب وقتی میخواستم بخوابم کلی خوشحال بودمو حتا از خوشحالی خوابم نمیبرد :))

ولی متاسفانه..

وقتی خوابم برد، صبح با یه خواب وحشتناک از خواب بیدار شدم @_@

و همه ی خوشیا زهرمارم شد -_-

یکمی خیلی طولانی شد :/)