فک کنم این پست هم قراره از همون پستایی باشه که هیشکی نمیفهمه چی میگم :/

سلام.. امیدوارم خوب باشین :(/


متاسفانه نمدی جدیدی نساختم =_=

حتا امروز ینی دیروز! کلاس هم نرفتم ×/

امروز ینی دیروز ک گذشت، شروع شهریوری بود ک انگار امسال ازش خیلی بدم میاد @_@

این روزهایی ک داشت عادی میشد، یهو عجیب تر شدن! شبا خوابم نمیبره و صبحا نمیتونم از خواب بیدار شم :/ غذا هم نمیتونم بخورم!

نمیدونم امسال هم قراره ی شب از شهریور رو تا صبح بیدار بمونم و زلزله حس کنم =| یا قراره با آرامش بخوابم.. اصلا واسه همین از شهریور بدم میاد..

وقتی روزات عجیب میشه ک خودتم عجیب باشی @_@

.

زندگی میگه:

وقتی ینفرو داری ک ازت دوره، همیشه باید عجیب و غمگین باشی!

زندگی خیلی بیجوره =/

.

.

دلی که دل دل میکرد برای دلت،

میدانی چه حالی دارد..؟

.

.

بخودت بگیر لطفا =|

.

و در آخر بهم بگین کووووفت =/

.

و پایان -_-

و راستی!

بخوانید هشتگ های اینجارا..

.. و باز هم بخودت بگیر @_@

و از خدا واسم شفا بخواید.

قرار بود پایان یابد :/